welcome to my weblog

تقویم را که ورق میزنم همه صفحه ها میروند یک سمت و دو سه تای آخر میماند

که آنها را هم قرمز رنگ کرده اند.طفلی دارد نفسهای آخرش را میکشد!

مثل خیلی ها.میگویند عمر انسان مثل باد میگذرد.صد رحمت به باد!!

حداقل باد که میگذرد دو سه تا سیلی حواله صورتت میکند که بفهمی آمده

و دارد میرود اما این روز و ماه و سال دست باد را هم از پشت بسته.

تا می آیی به خودت بجنبی یک ماه و یک سال و یک دهه و ....

 و نا غافل تقویم زندگیت بسته میشود.

حالا بماند که چه رنگی به تقویم زندگیت زده ای و چه در آن نوشته ای

فقط کاش قبل از بسته شدنش بشود صفحاتش را ورق زد و صفحات سیاهش را زدود.

+ جمعه ٢٥ اسفند ،۱۳۸٥*ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ *دردونه * پيام هاي ديگران ()