welcome to my weblog

خدایا انکه تو را دارد چه کم دارد و انکه تو را ندارد چه دارد؟

          خدایا بر تو توکل کرده ام و از تو یاری می جویم     

 ایاک نعبد و ایاک نستعین   پناهم باش

مهربانا! ثانیه های زندگی از پی هم میگذرند

 و من در گذر این لحظات تنها تو را جستجو میکنم;

خود را به من بنمایان.

محبوبا ! از خاک افریدی مرا و رها شدن از قفس تن را سر بر خاک ساییدنم دانستی.

من در پیشگاهت سر تواضع بر سجده نهاده ام; مرا دریاب.

معبودا ! گفتی که در پرواز به سویت از هر چه رنگ تعلق است رها شوم

و تنها به ریسمان تو چنگ زنم.

دستانم را از هر ریسمانی جز ریسمان تو گسسته ام;وا مگذارم.

غفورا! به کدام سو روم و شکایت از نفس لجوج را به کجا برم؟

شکوه از خویش و نفس سرکشم را نزد تو اورده ام

نزد تو که از من به من نزدیکتری;

ابرو میرودم ای ابر خطا پوش ببار

مهر افرینا! آن هنگام که ناامیدی از همه چیز و همه کس می رود تا ریشه جانم را بخشکاند

تنهااحساس حضور جاودانه توست که نهال امید در وجودم می پروراند

و صبر زیستنم در این خاک پست می دهد;

 ناامیدم مکن.  

+ شنبه ۱۸ شهریور ،۱۳۸٥*ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ *دردونه * پيام هاي ديگران ()