اهدای روح اهدای زندگيست يا يادداشتهای يک زندۀ مرده

خدايا ! من به خاطر تو هر كاري ميكنم و به خاطر تو هر كاري نميكنم.

 

پس بهم توان بده كه هر كاري رو انجام بدم و هر كاري رو انجام ندم !

 فكر كنم داري آرزومو برآورده ميكني. آرزوي اينكه هر آرزويي رو بخوام

 و هر آرزويي رو نخوام. محبوب من ! چقدر دلم واسه اين روزاي با تو بودن

 تنگ شده بود ! چه حس قشنگي !فكر كنم داره يه اتفاقاي خوب ميفته !

هميشه اتفاقاي خوب ، سخت افتادن و هميشه سختا ، خوب بودن.

 پس كمكم كن اتفاقاي سخت، سختم كنه.تو دنياي مني! يعني هم دنيايي هم آخرت!

خدايا ! خودتو به من نشون بده ! بيشتر از پيش ! ميخوام ببينمت ، دركت كنم،

 حست كنم و در آغوشت آروم بگيرم . قبلا بي هيچ قيد و بندي برات مينوشتم

بدون اينكه بخوام نوشته هام بهتر بشه ! اما حالا دارم سعي ميكنم بهترينها رو

 

برات بنويسم و همين سعيم ناخوداگاه بهترينها رو به وجودم تزريق ميكنه.

 انگار كه تو داري توي وجودم تزريق ميشي! انگار روحي كه سالها پيش در من دميدي

 دوباره در حال دميده شدنه ! دوستم داشته باش ! حتي وقتي بدم. وقتي بدي كردم

 و پشيمونم ! خيلي دوستت دارم ! خيلي ! چقدر قشنگ و روشني !

مثل خورشيد ،مثل ماه !  اما خوبيت اينه كه نه روشنيت چشما رو ميزنه ،

 نه ابر قشنگيتو ميپوشونه ! چقدر آزاد و رها مينويسم ! از قشنگترين حسم!

 از رهاترين حسم ! از بهترين احساس وجوديم كه داشتن نور بي پاياني مثل توئه !

نوري كه توي تاريكترين لحظه هاي زندگيم دستم رو ميگيره  و

 راه دلم رو غرق روشنايي ميكنه ! برعكس خيليا من فكر ميكنم دوست داشتن تو

 

خيلي فكر كردن ميخواد ! يعني بايد فكر كرد تا بشه دوستت داشت.

پس فكر ميكنم. اونقدر فكر ميكنم تا عشقت ناخوداگاه بياد سراغم. تا لبريز بشم !

 تا پر بشم و اونوقت اينو نثار روح مرده خودم كنم تا زنده شه !

يعني ميشه اين مرده دوباره زنده شه؟ ... چرا كه نه! مگه خودت نگفتي كه

 مردگان رو بعد از مرگ زنده ميكني؟ خب منم يه مرده مثل بقيه مرده هاي دور و برم !

 حالا كي قراره  از اين روح در اين مرده تزريق بشه؟ ما آماده ايم.

 يعني حاضريم ! يعني دارم فكر ميكنم كه زنده شم ! ميگم حالا اگه زنده شدم

چقدر وقت دارم؟ واسه چي؟ خب واسه زندگي ديگه ! ميگم يعني ميشه ايندفعه

 كه زنده شدم ديگه نميرم؟ خب آخه...آخه مردن سخته ! آخه دوست ندارم !

 يعني توي اين چند باري كه مردم نه زنده اي رو ديدم نه نوري رو نه... !

 آخه وقتي مي مردم نفسم ميگرفت ، انگاري داشتم خفه ميشدم ! انگار داشتم مي مردم !

 گلوم اندازه يه توپ باد ميكرد  و جلوي نفس كشبدنمو ميگرفت .

 اصلا بي خيال مردن ! حالا كه قراره دوباره زنده شم ديگه حرف مردنو نزنم بهتره !

 آخه ميگن شگون نداره ! فقط بگو كي و كجا؟ .... چي كي و كجا؟

 خب زندگي ديگه ! زنده شدن ديگه ! تزريق روح؟ ...چي؟ ...كي؟ كجا؟... دميدي؟...

 ولي... ولي من كه ... نفهميدم !

پس چرا هنوز گلوم درد ميكنه؟

هنوز كه نفسم بالا نمياد !...

هنوز كه...

/ 36 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
كودك زمستاني

سلام... خوبي؟ عيدت مبارك... البته با يه روز تاخير! . چرا آپ نمي كني مهربووووووووووووون؟!!! تابستون خوش ميگذره؟ واسه من هم دعا كن. شاد باشي...

عطش کوچ

قلمتان بسيار دلنشين وشيواست. وب جالبی دارين سری به خونم بزنيد خوشحال ميشم بدرود .تا ديدار شما

محرمعلی خان

دردونه جان به روزم با " من می خوام . من قبر می خوام ! " کجایی تو . این چه وضعیه

پريسا

سلام عزيزم مث که منو يادت رفته ؟ من اپم تو نميخوای اپ کنی پيشم بيا

محرمعلی خان

سلام خوش به حالت قبول باشه منم به چیزایی که گفتی فکر نمی کنم ولی به این فکر می کنم که تحمل مصیبت رو برای مردم از این سخت تر نکنند . یا علی دردونه جان

محرمعلی خان

دردونه جان سلام من نیم دونم چرا پست جدیدی نمی بینم !!! چرا؟ به ه رحال دوباره میام انشاالله . ایمان نیاورید به آغاز فصل من ..... زیبا بود ممنونم دوست عزیزم

محرمعلی خان

نمی بینم . به جون دردونه نمی بینم . تونستی لینک مستقیمشو برام بذار

Li††Le S†Ar In The Darkness

دردونه جون من که دوس دارم بميرم حال می کنم با هر چی روحه! با داداش مهران کار داشتی باز بيا که می خونه حتما!

سنگ صبور

دو دونه جون سلام با اون دل پاک و مهربونت دل شکسته ای که بيش از هر موقع ديگه خدامون اونو دوست داره برای زنده شدن دل منو ديگر محتاجين دعا کن. دوست دارم عزيزم به اميد ديدار