زمان تولد

دوران چه زمانها که در خود جای نداده!! 

زمان تولد، زمان مرگ ...

زمان کاشت، زمان برداشت...

زمان کشتن، زمان درمان کردن...

زمان ویران ساختن،زمان ساختن...

زمان گریستن ،زمان خندیدن...

زمان زمزمه کردن، زمان رقصیدن...

زمان به آغوش کشیدن،زمان جدا شدن...

زمان یافتن، زمان گم کردن...

زمان نگه داشتن، زمان انداختن...

زمان دریدن، زمان دوختن...

زمان سکوت کردن، زمان حرف زدن...

زمان عاشق شدن، زمان متنفر شدن...

زمان جنگ، زمان صلح...

می بینی!زمان همه چیز را در سیطره خویش دارد!

و اکنون برای من زمان شروعی دیگر است.

اکنون زمان بزرگترین تجربه زندگی من است!

زمان‌ تولدم!

نمیدانم اگر مجال اندیشیدن و تصمیم برای ورود به دنیای فانی را به من میدادند

باز هم متولد میشدم؟

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهرام

تولدت مبارک مهربون دوست داشتنی ....و البته زرنگ ..... خوب باشی و شاد عزيز

قلب تنها

سلام . گفته بودين عاشقم . اره منم عاشقم ولی وقتی شعر گفتنو شروع کردم نه عاشق نبودم .

سلام من اول از اسم وبلاگت خوشم اومد.. بعد ديدم وای توش چقدر قشنگتر از اسمشه آره دنيا ارزششو داره ..ولی بعضی از ما بلد نيستيم خوب زندگی کنيم... موفق باشی

حديث

دوباره اسمم يادم رفت گيجيمو ببخش

کودک زمستانی

سلام... تولدت مبارک...البته با تاخير خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ببخشيد دير سر زدم... گرفتار بودم خيلی... . زمان مقوله ی پيچيده ايه...نميشه به همين راحتی درموردش حرف زد... مخصوصا زمان تولد... منم تولدم نزديکه...هميشه اين موقع ها يه حس خاصی دارم...يه حس عجيب... بيشتر به مرگ فکر می کنم اين روزا! نمی دونم همه اين مدلين يا فقط منم که اين حسها رو تجربه می کنم. البته با يکی از دوستام هم که حرف می زدم همين مدلی بود! . شاد باشی... و خوشبخت عزيز...

شهرام

سلام شاد باشی و زرنگ ومهربون ...

کودک زمستانی

سلام... خوبين؟ هميشه همين قدر دير به دير آپ می کنين؟ کجايين شما؟

پريسا

پريسا

شهرام

زمستون تموم شد ها ....